تبليغاتX
کلکینی برای دختری از افغانستان
کٍلکٍینی (پنجره ای) برای دختری از افغانستان

اول سلام که نام خداست ...

تنها چند نکته :

نکتۀ یکم : در تکاپوی شدید برای بازنگری زندگی ، این اتاق درهم ِ کوچک هستم . تا موردهایی را نگاه دارم ، چیزهایی را بیرون اندازم ، موردهایی را اضافه کنم و باید و نبایدهایی که باید قاب کنم و بر دیوارۀ زندگی ام نصب کنم . تا یادم نرود ..

 

نکتۀ دوم : پست بعدی من زمانی خواهد بود که من بهترین خبر زندگی ام را خواهم گرفت ، من که به فال نیکش گرفتم . برایم دعا کنید همانی شود که دیرزمانیست آرزومندم و همانی باشد که خدایم نیز رای موافق بر آن دارد . همچنان که دیشب به وجود آرجمند و پر معنایش گفتم : این درخواستی ایست از شما نه برای من ، برای کسی که شادیش گرمای وجودم خواهد بود و آرامی روحش آرزویم .

 

نکتۀ سوم : و اینک چند جمله ای برای او ...

خدای من !

اگر اینگونه خطابتان میکنم هیچ قصد خودخواهی ندارم . تنها اینگونه خود را به شما نزدیکتر میبینم و این احساس ملال آور ِ یگانگی ام را از یاد میبرم .

من کودکی شوخ ، امّا صدیقی هستم . شیطنت میکنم امّا میدانی که دانه های دلم پیدای پیداست .

آری شیطنت های گستاخانه ام را میبینی ، گاهی سزاوار مجازاتم میبینی و گاه در خور یک پاداش شیرین ...ولی هر چه هست ...

    گر عظیم است از فرودستان گناه                                   عفو کردن از بزرگان اعظم است

هرچه هستم با من مدارا کن گرامیم .

 

نکتۀ چهارم : آرزومند آرزوهای در فکر خطور نکرده تان هستم .

                             

                                                                                         دختری از افغاستان


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 13:23  توسط دختر افغانستان  |