سلام سلام سلام
و بانوی بهار به آئین هر ساله آمد، درست کنار پنجرۀ وجودمان و با انگشتان ظریفش ضرب آهنگ تازگی را در صبحی دل آنگیزآرام بر شیشۀ صیقلی دلهامان نواخت و ما دانستیم که اینک بانوی برف و سرما با تن پوش الماسی اش کوله بار بسته تا سالی و دیداری دگر .
بهار به پشت در خانۀ من هم آمد و دامن کشان پیرهن گل بهی اش را بر زندگیم گستراند . بهار آمد و با هزاران نوید روشنی و نور ، و من این بار رفتن سرما را چه مشهود بر تنم حس کردم و گرمای ژرفی که در اولین ساعات بهار مرا تسخیر کرد .
راستی یادم نرود که بگویم که یادم بود که یادتان باشم و در ثانیه های آغازین بهار تک تک بر زبانم جاریتان کنم .
همیشه سبز باشید و جاری
امید سالی زیبا همراه با فالی زیباتر برای شما
دختری از افغانستان






